معنی پلاسک
7 بازدید
[ پَ سَ ] (اِ مصغر) پلاس کوچک : پلاسکی پوشیده هر سه روز قرصکی نان، طعام وی بودی. (قصص الانبیاء ص ۲۰۲). || فلاکت و نکبت باشد. (برهان قاطع). بدبختی. تنگی : در گوش مال خصم محابا روا مدار بل کان سیه گلیم سزای پلاسک است. شرف الدین شفروه (از فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «پلاسک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سک» برای سرودن شعر