معنی پفو
6 بازدید
[ پُ ] (اِ) پُف. فوت. باد. دم. نفخة: آنکه بر شمع خدا آرد پفو شمع کی میرد، بسوزد پوز او.مولوی.
کلمات همقافیه با «پفو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فو» برای سرودن شعر