معنی پفتلنگر
6 بازدید
[ پُ تِ لِ گَ ] (اِ مرکب) از پف بمعنی دم و تلنگر، زدن با نوک ناخن وسطی فشرده به ابهام. || نان از شب مانده که بار دیگر بر سر آتش نهاده و نرم کنند.
کلمات همقافیه با «پفتلنگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر