معنی پشگولی
6 بازدید
[ پَ ] (حامص) قوی اندامی و حرص در کار. (لغت نامهٔ اسدی نسخهٔ نخجوانی): هرچه یابی از آن فرومولی نشمرند از تو آن به پشگولی.عنصری. لکن این شاهد ظاهراً برای معانی مزبور نیست.
کلمات همقافیه با «پشگولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر