معنی پشکی
5 بازدید
[ پِ ] (اِ) قسمی مروارید: و منها [ من اللآلی ] المستطیل المتشابه الطرفین بالأستدارة و تشبه ببعرالغنم فیقال له بالفارسیة پشکی. (الجماهر فی معرفةالجواهر للبیرونی ص ۱۲۵).[ پَ ] (حامص) جعودت.[ پَ کَ ] (اِ) قاووت. پیه.
کلمات همقافیه با «پشکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر