معنی پشنگ
6 بازدید
[ پَ شَ ] (اِخ) برادرزادهٔ فریدون و پدر منوچهر و شوهر ماه آفرید دختر فریدون.[ پَ شَ ] (اِخ) نام پسرزادهٔ توربن فریدون، پدر افراسیاب، شاه توران : نخواهیم شاه از نژاد پشنگ فسیله نه نیکو بود با پلنگ.فردوسی.[ پَ شَ ] (اِخ) نام داماد طوس سردار ایران.[ پَ شَ ] (اِخ) نام دیگر شیده پسر افراسیاب است. (از مجمل التواریخ والقصص ص ۴۹ و ۹۰).[ پَ شَ ] (اِخ) (اتابک شمس الدین...) نام پسر ملک سلغر شاه بن اتابک احمدبن اتابک یوسفشاه بن اتابک شمس الدین الب ارغون بن اتابک هزاراسف بن ابوطاهربن محمدبن علی بن ابوالحسن فضلوئی عم زاده و داماد اتابک نورالورد پسر سلیمان شاه بن اتابک احمد. از اتابکان لر بزرگ است. چون اتابک نورالورد با شیخ ابواسحاق اینجو کمک کرده بود امیر مبارزالدین محمدبن غیاث الدین حاجی (۷۱۸ -۷۶۵ هـ . ق.) از ملوک آل مظفر در سال ۷۵۷ هـ . ق. بسرکوبی او به لرستان رفت و «بعد از تسخیر ملک در اواخر صفر سنةالمذکور (۷۵۷) اتابک شمس الدین پشنگ که... حسباً و نسباً مستحق بود بفرماندهی آن دیار مقرر شد و اتابک پشنگ به محاصرهٔ آن قلعه [ قلعه ای که اتابک نورالورد در آن تحصن جسته بود ] مشغول شد تا مستخلص گردانید و اتابک نورالورد را میل کشید. و اتابک پشنگ تا سال ۷۹۲ هـ . ق. باقی بود.[ پَ شَ ] (اِخ) قلعه ای است بحوالی قندهار. (فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «پشنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر