معنی پشمک
7 بازدید
[ پَ مَ ] (اِ مصغر) مصغر پشم. || حلوائی است مشهور. (برهان قاطع). قسمی شیرینی. حلوائی که با کثرت ورزش و کشش چون موی و پشم سازند. نوعی حلوا یعنی شیرینی که بتارهای سپید از هم جدا باشد: میکشد کشکک بچربی هر زمان مشتاق را می برد پشمک بشیرینی دل عشاق را. بسحاق اطعمه. - پشمک قندی؛ همان حلوای پشمک را گویند.
کلمات همقافیه با «پشمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر