معنی پشخیدن
7 بازدید
[ پَ دَ ] (مص) پاشیدن: ساشاش؛ آنچه بپشخد از خون. (السامی فی الاسامی). صورت صحیح این لفظ پشنجیدن است. رجوع به این پشنجیدن شود.
کلمات همقافیه با «پشخیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر