معنی پشت گردنی
5 بازدید
[ پُ گَ دَ ] (اِ مرکب) زخم با کف دست بر قفا. ضربهٔ با دست به پشت گردن. سیلی که به پشت گردن نوازند. کاج. پی سر. قفا. صَفع. قذل. (منتهی الارب). - پشت گردنی خوردن؛ قفا خوردن. - پشت گردنی زدن؛ گردنی زدن. سیلی به پشت گردن زدن. صفع. قذل.
کلمات همقافیه با «پشت گردنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر