معنی پشت و رو کردن
8 بازدید
[ پُ تُ کَ دَ ] (مص مرکب) مقلوب کردن. منقلب کردن. برگرداندن جامه بصورتی که رو پشت و پشت رو شود.
کلمات همقافیه با «پشت و رو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر