معنی پشت سر
7 بازدید
[ پُ تِ سَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) قفا. || نهانی. در خفا. در غیبت. در غیاب (مقابل پیش رو). - پشت سر کسی بد گفتن؛ پیش رو خاله پشت سر چاله. - پشت سر کسی دیدن؛ زوال کسی را دیدن. (غیاث اللغات). فلکها را توانی پشت سر دید بنور عشق اگر دل زنده باشی. صائب (از فرهنگ ضیاء). - در پشت سر کسی؛ در قفای او. در غیاب او.
کلمات همقافیه با «پشت سر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر