معنی پشت دست

معنی پشت دست

8 بازدید
[ پُ تِ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) ظهر کف : نسوزد کسی را تب دیگران مگر پشت دستی که ساید بر آن. امیرخسرو. - پشت دست بر زمین نهادن یا پشت دست بر زمین گذاشتن؛ کنایه از کمال فروتنی نمودن و زاری و فروتنی کردن. (غیاث اللغات). - پشت دست برکندن؛ پشت دست به دندان گزیدن. پشیمانی نمودن : بلب از غصه پشت دست برکند گریبان چاک زد از سر بیفکند.نزاری. - پشت دست خائیدن؛ افسوس خوردن. پشیمان شدن. ندامت. تحسر. تأسف : هر که او پای بست روی تو شد پشت دست از نهیب سر خاید.خاقانی. - پشت دست داغ کردن؛ خود را ملزم به عدم تکرار کاری و گفتاری کردن. - پشت دست زدن؛ ضرب با پشت دست : بیک پشت دست آن گو [ رستم ] بافرین بزد پیش او [ کیکاوس ] طوس را بر زمین. فردوسی. چو بندوی دید آن بزد پشت دست به خوان بر، بر وی چلیپاپرست.فردوسی. که بندوی ناکس چرا پشت دست زند بر رخ مرد یزدان پرست.فردوسی. - پشت دست کندن یا پشت دست به دندان کندن؛ پشیمان شدن. ندامت. (برهان قاطع).

کلمات هم‌قافیه با «پشت دست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید