معنی پشتی کردن

معنی پشتی کردن

6 بازدید
[ پُ کَ دَ ] (مص مرکب) پشتیبانی کردن. یاری کردن. مدد کردن. مظاهرت. حمایت. معاضدت. امداد: اگر پشتی کند گردون چه باید پشتی لشکر چه باید یاری مردم کرا یاور بود دولت. قطران. دگر ره دایه گفت ای سرو سیمین نه فرزند من است آزاده رامین که من فرزند را پشتی نمایم بدان کز بند مهرش برگشایم اگر وی را کند دادار پشتی نبیند زآسمان هرگز درشتی. فخرالدین اسعد (ویس و رامین). یارش از کشتی بدرآمد تا پشتی کند همچنان درشتی دید. (گلستان). دردجة؛ باهم یکی شدن و پشتی کردن دو کس در دوستی. (منتهی الارب). - پشتی کردن از کسی یا پشتی کسی را کردن؛ از او حمایت کردن.

کلمات هم‌قافیه با «پشتی کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید