معنی پشتکزن
7 بازدید
[ پُ تَ زَ ] (نف مرکب) آنکه با پشتک بر آب پرد. آنکه با پشتک بجهد. رفتار با پشتک. || چهارپائی که بسبب مرض پشتک رفتار معیوب دارد و پای زند: اتان رُموح برجلها؛ ای نفوح. اتان ضحور؛ خرمادهٔ پشتکزن.
کلمات همقافیه با «پشتکزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر