معنی پشتهماندازی
5 بازدید
[ پُ تِ هَ اَ ] (حامص مرکب) تنظیم الفبائی فیش ها. || در قمار، ورق ها را بحیله بر وفق نفع خود قرار دادن. || حیلت و تزویر و دسیسه برای انجام کاری بنفع خویش. کلاغ و کبوتر جفت کردن . - پشت هم اندازی کردن. رجوع به پشت هم انداختن شود.
کلمات همقافیه با «پشتهماندازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر