معنی پشتمیزنشین
6 بازدید
[ پُ تِ نِ ] (نف مرکب)عضو (کارمند) دیوانها و ادارات.
کلمات همقافیه با «پشتمیزنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر