معنی پشتریش
4 بازدید
[ پُ ] (ص مرکب) مجروح به ظهر (در ستور). دَبر. (تاج المصادر بیهقی): بر آن صفت که خر پشت ریش را بر ریش تفو زنند بتو باد صد هزار تفو.سوزنی. مگر کین فرومایهٔ زشت کیش بکارش نیاید خر پشت ریش.(بوستان). ادبار؛ پشت ریش کردن ستور را پالان. مُوَقَع؛ پشت ریش شده. جَمَلٌ مُسَدَّم؛ شتر پشت ریش که پالان ننهند بر وی تا به شود. تمسیح، مسح؛ پشت ریش کردن. مدابره؛ پشت ریش گردیدن ستور کسی. مسخ؛ پشت ریش کردن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «پشتریش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر