معنی پشترو کردن
5 بازدید
[ پُ کَ دَ ] (مص مرکب) وارون کردن بدانگونه که جانب انسی وحشی شود و ابره بزیر و آستر به روی افتد. وارونه کردن جامه و غیر آن. واژگون کردن چنانکه جامه یا کیسه یا قبائی را.
کلمات همقافیه با «پشترو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر