معنی پشتخار
5 بازدید
[ پُ ] (اِ مرکب) آهنی باشد چون چند شانهٔ بهم پیوسته گرفتن گرد و موی زاید را از ظاهر بدن اسب و استر و غیره. قشو. فِرجول. کبیجه. فرجون.
کلمات همقافیه با «پشتخار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر