معنی پشتبندی کردن
6 بازدید
[ پُ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) پشت بند نهادن (اصطلاح بنائی). || غذائی مختصر خوردن به انتظار آنکه موقع طعام رسد و سیر خورند.
کلمات همقافیه با «پشتبندی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر