معنی پشتبست
6 بازدید
[ پُ بَ ] (اِ مرکب) گلیمی یا شالی که برزیگران و باغبانان چیزی در آن نهند و بر پشت بندند. (برهان قاطع). || گلیمی که زنان بر سرین بندند تا کلان نماید: ستی پس پشت پشت بستی بستست پیش بستی ستی بسی بنشست است. عنصری (از لغت نامهٔ اسدی).
کلمات همقافیه با «پشتبست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر