معنی پس پرده
8 بازدید
[ پَ سِ پَ دَ / دِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پشتِ پرده. شبستان. سرای. خانه. حَرَم : پس پردهٔ ما یکی دختریست که از مهتران در خور مهتریست.فردوسی. کرا در پس پرده دختر بود اگر تاج دارد بداختر بود.فردوسی. پس پردهٔ شهریار جهان سه ماهست با زیور اندر نهان.فردوسی. پس پردهٔ نامور کدخدای زنی بود پاکیزه و پاکرای.فردوسی. پس پردهٔ او یکی دختر است که رویش ز خورشید روشن تر است. فردوسی. پس پردهٔ او بسی دختر است که با برز و بالا و با افسر است.فردوسی. || عالم غیب : ناامیدم مکن از سابقهٔ لطف ازل تو چه دانی که پس پرده که خوبست و که زشت. حافظ. || در نهان : پس پرده بیند عملهای بد هم او پرده پوشد به آلای خود.سعدی.
کلمات همقافیه با «پس پرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر