معنی پس پا شدن
5 بازدید
[ پَ سِ شُ دَ ] (مص مرکب) پس پایکی رفتن. بقهقرا رفتن. پس پسکی رفتن. پس رفتن. نکص. نکوص. منکص: اَحجم عَنه؛ پس پا شد از بیم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «پس پا شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر