معنی پس فتادن
4 بازدید
[ پَ فُ / فِ دَ ] (مص مرکب) مخفف پس افتادن. عقب ماندن. بدنبال افتادن : چونکه گله بازگردد از ورود پس فتد آن بز که پیش آهنگ بود.مولوی. || بازگشتن مریض به مرض پس از آنکه رو به بهبود نهاده بود. رجوع به پس افتادن شود.
کلمات همقافیه با «پس فتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر