معنی پس زانو نشستن
6 بازدید
[ پَ سِ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) زانوها را به سینه چسبانیده و نشیمن بر زمین نهاده هر دو زانو را در میان دو دست محاط کردن. چمباتمه نشستن و مجازاً اندوه بردن و غم خوردن : پس زانو منشین و غم بیهوده مخور که ز غم خوردن تو رزق نگردد کم و بیش. ؟
کلمات همقافیه با «پس زانو نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر