معنی پس افتادن
6 بازدید
[ پَ اُ دَ ] (مص مرکب) عقب افتادن. تأخیر: چونکه گله بازگردد از ورود پس فتد آن بز که پیش آهنگ بود.مولوی. || نکس. عود مرض در حال نقاهت. || غش کردن یا مردن. افتادن به پشت و مردن.
کلمات همقافیه با «پس افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر