معنی پس آمدن
6 بازدید
[ پَ مَ دَ ] (مص مرکب) پس آمدن با...؛ غلبه کردن بر. حریف شدن به. برابری کردن با: من از پس او برنمی آیم. - پس آمدن (مطلق)؛ بازگشتن. - امثال: سکهٔ شاه ولایت هرجا رود پس آید.
کلمات همقافیه با «پس آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر