معنی پسند کردن

معنی پسند کردن

6 بازدید
[ پَ سَ کَ دَ ] (مص مرکب) پسندیدن. قبول کردن : ازو هرچه یابی به دل کن پسند گر ایدون که جان را نخواهی گزند. فردوسی. مکن دلت را بیشتر زین نژند تو داد جهان آفرین کن پسند.فردوسی. بر این کار باشم ترا یارمند ز دیوان کنم هرچه باید پسند.فردوسی. بدین بخششت کرد باید پسند مکن جانت نسپاس و دل را نژند.فردوسی. نکردی پسند ایچکس را بهوش همی داشتی راز این روز گوش. اسدی (گرشاسب نامه نسخهٔ کتابخانهٔ مؤلف ص ۱۷). || گزیدن. || اکتفا. - پسند کردن بر؛ ترجیح دادن: که یارد آنجا رفتن مگر کسی که کند پسند بر گه شاهنشهی چه ارژنگ.فرخی.

کلمات هم‌قافیه با «پسند کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید