معنی پسر رامی
5 بازدید
[ پِ سَ رِ ] (اِخ) قَصّار اُمّی. شاید یکی از این دو تصحیف دیگری است و آن نام شاعری است باستانی و از او ابیات ذیل در فرهنگ اسدی شاهد آمده است از جمله: در لفظ قُبا که نام شهری است: پست نشسته تو در قبا و من اینجا کرده ز غم چون رکوک بوق چو آهن (؟). و در لفظ رکوک (کرباس) گوید: بار ببسته ست در رکوک من اینجا کرده رخم چون رکوک و بوق (؟) چو آهن. در لغت کفا (بمعنی سختی و رنج) بیت ذیل بنام قصار امی بشاهد آمده است: میر ابواحمد محمد خسرو ایران زمین آنکه شاد است او و دور است از همه رنج و کفا.
کلمات همقافیه با «پسر رامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر