معنی پست شدن
6 بازدید
[ پَ شُ دَ ] (مص مرکب) فرود شدن. سَفال. سُفول. هُفات. انهفات. (منتهی الارب). || ویران شدن. منهدم گشتن. فرود آمدن. خراب شدن : دیوار کهن گشته نه بردارد پادیریک روز همه پست شود رنجش بگذار. رودکی. شدی بارهٔ دژ هم آنگاه پست نماندی در او جایگاه نشست.فردوسی. در باغهای پست شده هم بدین امید نونو همی بنفشه نشانند و نسترن.فرخی.
کلمات همقافیه با «پست شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر