معنی پستی

معنی پستی

86 بازدید
[ پَ ] (حامص) پائینی. فرود. سِفل. سُفل. سفح. حضیض. مقابل بالا و بالائی : چو آگاه شد رستم نامجوی ز پستی ببالا نهادند روی.فردوسی. ز جنگش به پستی بپیچید [ گیو ] روی گریزان همی رفت پرخاشجوی.فردوسی. کمی و فزونی و نیک اختری بلندی و پستی و کندآوری.فردوسی. وگر خوار گیرد تن ارجمند به پستی نهد روی، سرو بلند.فردوسی. چون آب ز بالا بگراید سوی پستی وز پست چو آتش بگراید سوی بالا. عنصری. تا در بر هر پستی پیوسته بلندیست تا در پس هر لیلی آینده نهاریست.فرخی. گه ز بالا سوی پستی بازگردد سرنگون گه ز پستی برفروزد سوی بالا برشود. فرخی. آخر فزون شود که فزونی ز کاستی است وز پستی آردش به بلندی ده و چهار. مسعودسعد. هدهدة؛ فرود آوردن چیزی را از بلندی به پستی. (منتهی الارب). - امثال: هر پستی یک بلندی دارد. || انحطاط. انخفاض. || نشیب. قنوع. (منتهی الارب). || گودی. لحج، پستی و تک چاه و پستی وادی. (منتهی الارب). || کوتاهی. کم ارتفاعی. || همواری زمین. مسطح بودن. جای مسطح. || خواری. زبونی. ذلت. بی اعتباری : ای درم از دست تو رسیده به پستی زرّ ز بخشیدنت فتاده بخواری.فرخی. || دنائت. رذالت. سفالت. خست. خساست. لِآمت. پست فطرتی. نانجیبی. ناکسی. هیچ کسی. فرومایگی. دونی : نکند مستی دانا نخورد عاقل می ننهد مرد خردمند سوی پستی پی.سنائی. || کوته نظری. تنگ چشمی.

کلمات هم‌قافیه با «پستی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید