معنی پستان کردن
6 بازدید
[ پِ کَ دَ ] (مص مرکب) برآمدن و آماسیدن پستان زن یا حیوان آبستن از شیر، کمی پیش از زادن: ارداد؛ پستان کردن گوسپند و جز آن پیش از زادن. (منتهی الارب). زَهو، ... و پستان کردن میش نزدیک زادن. (صراح اللغة). رمدّت الناقه ترمیداً؛ پستان کرد شتر ماده. الماع؛ پستان کردن مادیان و ماده خر و ماده شتر. (منتهی الارب). || شیر به پستان آوردن. پرشدن پستان از شیر.
کلمات همقافیه با «پستان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر