معنی پستانک
5 بازدید
[ پِ نَ ] (اِ مصغر) ظرفی از بلور یا غیر آن شبیه به پستان که مادران بی شیر، شیر حیوان یا زنی دیگر در آن کرده بدهان طفل نهند. || پستنک. جیلان. سنجد گرگانی. سنجد. غبیراء. غبیده بادام . || پستانک تفنگ ؛ آهنی سوراخ دار که بر روی انتهای سفلای تفنگ و امثال آن است و چاشنی بر وی نهند که با تصادم شیطانک آتش از آن بر باروت جهد.
کلمات همقافیه با «پستانک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر