معنی پساپیش
6 بازدید
[ پَ ] (اِ مرکب) پس و پیش. قبل و بعد. اطراف. جوانب: چگونه است که کار خود را جد دانی و پساپیش کارهای خود را نگاه میداری. (کتاب المعارف).
کلمات همقافیه با «پساپیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر