معنی پساندوز
5 بازدید
[ پَ اَ ] (ن مف مرکب) پس اندوخته. پس انداز: گر ملک فریدونت پس اندوز بود روزت ز خوشی چو عید نوروز بود در کار خود ار بخواب غفلت باشی ترسم که چو بیدار شوی روز بود. وزیر سلطان طغرل بن ارسلان بن طغرل (از تاریخ گزیده).
کلمات همقافیه با «پساندوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر