معنی پسانداز
5 بازدید
[ پَ اَ ] (ن مف مرکب) ذُخر. ذخیره. پس افکند. پس اوگند. یخنی. نهاده. چیز نهادن کرده. اندوخته. الفغده. دست پس. پس دست. پستائی. - صندوق پس انداز؛ صندوقی که در آن نقد حاصل از صرفه جوئی در خرج نهند.
کلمات همقافیه با «پسانداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر