معنی پسافکند
6 بازدید
[ پَ اَ کَ ] (ن مف مرکب) پس اوگند. پس افگند. ذخیره. پس افتاده. پس انداز. اندوخته. مانید. یخنی: هم بعلم خودش بده پندی [ کذا ] که ندارد جز این پس افکندی.اوحدی. || میراث. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «پسافکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر