معنی پزد
9 بازدید
[ پَ ] (اِ) خون باشد که بعربی دم گویند و بعضی بمعنی جان گفته اند که بعربی روح خوانند. (برهان قاطع). روان.
کلمات همقافیه با «پزد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زد» برای سرودن شعر