معنی پزان
10 بازدید
[ پَ ] (نف، ق) صفت فاعلی بیان حالت از پختن. در حال پختن. || پزاننده: گرمای توت پزان. آش برگ پزان.
کلمات همقافیه با «پزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر