معنی پر و پا
6 بازدید
[ پَ رُ ] (اِ مرکب، از اتباع) پا: پر و پام نجس شده. || پیش آمد: خوب پر و پائی برای فلان افتاده است. چنین پر و پائی برای هیچکس نیفتاده. || بنیان محکم. اساس استوار: گفته های او پر و پائی ندارد. - از پر و پا افتادن؛ آمد و رفت قطع شدن : آخر شب مردم که از پر و پا افتادند مطالعه بهتر می توان کرد. - || سکوت و آرامش یافتن. - || بیطاقت شدن. رجوع به پر و پای و رجوع به پا و پر شود.
کلمات همقافیه با «پر و پا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پا» برای سرودن شعر