معنی پر زدن
6 بازدید
[ پَ زَ دَ ] (مص مرکب) پریدن، چنانکه مرغی. - دل برای چیزی یا کسی پرزدن؛ سخت عظیم آرزومند او بودن.
کلمات همقافیه با «پر زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر