معنی پریچه
5 بازدید
[ پَ چَ / چِ ] (اِ مصغر) پوست و پوشال خرما که ریسمان تابند. لیف خرما. پیشن. پیشند. آژوغ. آزغ. آزوغ.[ پَ چَ ] (اِخ) یکی از مسلحه های مازندران ، ولی در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار (چ طهران صص ۷۳-۷۴ و ۱۸۰ و...) تُریجه آمده و صحیح همین است. تُریجه مشتق از توران جیر است. (تاریخ طبرستان ص ۷۳).
کلمات همقافیه با «پریچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر