معنی پریه
4 بازدید
[ پِ یِ ] (اِخ) کازیمیر پیر. بانکدار ثروتمند و سیاستمدار فرانسوی. متولد در گرنبل بسال ۱۷۷۷ م. وی از پاریس بنمایندگی مجلس انتخاب گردید و در سال ۱۸۳۱ م. وزیر کشور شد و شورشهای پاریس و لیون را با شدت فرونشاند و بلژیک را بر ضد هلند حمایت کرد و اطریشی ها را با اعزام دستهٔ جنگی به شهر آن کُن متوقف ساخت و در سال ۱۸۳۲ م. بمرض وبا درگذشت. برادر او کامیل ژزف پریه نیز سیاستمدار بود (۱۷۸۱-۱۸۴۴). و اگوست کازیمیر، پسر وزیر مزبور است.[ پِ یِ ] (اِخ) نام مرکز بلوک مانش در ۱۶ هزارگزی کوتانس، دارای ۲۲۰۲ تن سکنه. و راه آهنی از آن میگذرد.
کلمات همقافیه با «پریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر