معنی پریم
6 بازدید
[ پَ ] (اِخ) فریم. قصبهٔ ناحیت کوه قارن است [ به دیلمان ] و مستقر سپهبدان بلشکرگاهی است بر نیم فرسنگ از شهر. و اندر وی مسلمانان اند و بیشتر غریب اند پیشه ور و بازرگان زیراک مردمان این ناحیت جز لشکری و برزیگر نباشد. (حدود العالم).[ پِ ] (اِخ) (کوه...) کوه مرتفعی است در ولایت سالونیک از سلسلهٔ کوههای ورودوب در حدود بلغارستان و قلهٔ آن بنام یل تپه دارای ۲۶۸۱ گز ارتفاع است. (قاموس الاعلام ترکی).[ پِ ] (اِخ) جزیره ای است در منتهای جنوبی بحر احمر در بغاز باب المندب بدرازای ۱۲۰۰۰ گز و پهنای ۵۰۰۰ گز و آنرا بندری زیباست و انگلیسان در ۱۸۵۷ این جزیره را غصب کردند. (قاموس الاعلام ترکی).[ پْری / پِ ] (اِخ) نام یکی از ژنرالهای اسپانیا در زمان ایزابل. او یکی از طرفداران تجدد بوده است پس از آنکه به او لقب کنتی و مقام ژنرالی داده بودند در ۱۸۴۴ م. او را حبس کردند و در ۱۸۵۳ م. آنگاه که میان روسیه و دولت عثمانی در کریمه جنگ پیوست به طرفداری عثمانیان در جنگ شرکت جست و پس از فتحی که در مراکش نصیب وی گردید عنوان مارکی به او دادند و آنگاه که اسپانیا به مکزیک سپاه فرستاد او سالار سپاه بود و وی در مقابل سیاست ناپلئون سوم ایستادگی کرد و از تأسیس امپراطوری مکزیک ممانعت کرد و در ۱۸۷۰ م. شخصی از هواخواهان جمهوریت او را بکشت. (قاموس الاعلام ترکی).[ پْری / پِ ] (اِخ) (دن ژوان) مرد سیاسی و سردار اسپانیولی. متولد در رس بسال ۱۸۱۴ م. وی یکی از مسببین سقوط ایزابل دوم است چون اختیار امور ملکی را بدست گرفت درصدد برآمد که پادشاهی برای اسپانی بیابد و به خاندان هوهن زولرن رجوع کرد این اقدام سبب بروز جنگ ۱۸۷۰ م. گردید. پریم بسال ۱۸۷۰ درگذشت.
کلمات همقافیه با «پریم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر