معنی پریشانفکرت
7 بازدید
[ پَ فِ رَ ] (ص مرکب) پراکنده فکر. سرگشته. مضطرب. آشفته : پریشان فکرت در کارها حیران بود. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «پریشانفکرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر