معنی پریروی

معنی پریروی

6 بازدید
[ پَ ] (ص مرکب) پریرو. که روی چون پری دارد. پریچهر. پریچهره. پری رخ. خوبرو. زیبارو: پریروی دندان بلب برنهاد مکن گفت از این گونه بر شاه یاد. فردوسی. ده اسب گرانمایه با تاج زر پریروی ده با کلاه و کمر.فردوسی. برآمیز دینار و مشک و گهر پریروی ده با کلاه و کمر.فردوسی. فراوان پرستنده بر گرد تخت بتان پریروی بیداربخت.فردوسی. همی لختکی سیب هر بامداد پریروی دختر بدین کرم داد.فردوسی. قباد آن پریروی را پیش خواند بزانوی کندآورش برنشاند.فردوسی. پریروی گلرخ بتان طراز برفتند و بردند پیشش نماز.فردوسی. ده اسب آوریدش بزرین لگام پریروی زرین کمر ده غلام.فردوسی. دو پنجه پریروی بسته کمر دو پنجه پرستار با طوق زر.فردوسی. فراوان پرستنده بر گرد تخت بتان پریروی فرخنده بخت.فردوسی. ز ساقیان پریروی پرنیان برگیر میی چنانکه چو جان در بدن بود در دن. سوزنی. صف زده بینم پریرویان به پیش صدر او چون سلیمانست گویی خواجه و ایشان پری. سوزنی. مبادت یکزمان جان و دل از لهو و لعب خالی جز از عشق پریرویان نباشد در دلت سودا.سوزنی. بگفت آنجا پریرویان نغزند چو گِل بسیار شد پیلان بلغزند. سعدی (گلستان). سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند پریرویان قرار از دل چو بستیزند بستانند. حافظ. نه بزم باده ای نی شوخ چشمی نی پریروئی بدین آشفتگی چون بشکفانم چین ابروئی. طالب آملی.

کلمات هم‌قافیه با «پریروی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید