معنی پریر

معنی پریر

7 بازدید
[ پَ ] (ق) مخفف پریروز. روز پیش از روز گذشته. روز قبل از دی. دو روز پیش. اوّل مِن اَمسٍ : بر مراد دل من بود او از دیّ و پریر بر مراد دل او باشم از امروز فراز.فرخی. گر نبودم به مراد دل او دیّ و پریر بمراد دل او باشم زامروز فراز.فرخی. پریر قبلهٔ احرار زاولستان بود چنانکه کعبه است امروز اهل ایمان را. ناصرخسرو. گر شکر خوردی پریر و دی یکی نان جوین همبر است امروز ناچار این جوین با آن شکر. ناصرخسرو. چون دی و پریر و پار و پیرار گذشت شادی و غم و صحت و تیمار گذشت... خیام (از فرهنگ شعوری). میزد پریر سخت ز تیمار... نفیر بگذشت از پریر خروشی که دوش کرد. سوزنی. پریر وقت سحر چون نسیم باد شمال همی رساند به ارواح بوی عنبر تر.انوری. جنگ میکردند حمالان پریر تو مکش تا من کشم حملش چو شیر. مولوی. او پریر از دار دنیا نقل کرد مرد و زن از واقعه یْ او روی زرد.مولوی. مردمان را بچشم وقت نگر از خیال پریر و دی بگذر.وصفی کرمانی. پریر ابلیس با جمعی ز اتباع بلفظی دلگشا میکرد تقریر. رکن الدین بکرانی.

کلمات هم‌قافیه با «پریر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید