معنی پریداس
6 بازدید
[ پِ ] (اِخ) نام یکی از صاحب منصبان اسکندر مقدونی که وی را نزد سکاهای اروپائی فرستاد تا به آنها بگوید که بی اجازهٔ اسکندر از رود تاناایس، که سرحد آنها بود بطرف آسیا نگذرند. این شخص مأمور بود مملکت سکائی را تا بوغاز بوسفور تفتیش کرده نتیجهٔ تحقیقات را به اسکندر عرضه دارد.
کلمات همقافیه با «پریداس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر