معنی پرکینه
7 بازدید
[ پُ نَ / نِ ] (ص مرکب) پرکین. حَقود: هم ایزد گشسپ و یلان سینه را بپرسید و گردان پرکینه را.فردوسی. وزین روی پرکینه دل سوفرای بکردار باد اندرآمد ز جای.فردوسی.[ پُ نَ / نِ ] (ص مرکب) پرکین. حَقود: هم ایزد گشسپ و یلان سینه را بپرسید و گردان پرکینه را.فردوسی. وزین روی پرکینه دل سوفرای بکردار باد اندرآمد ز جای.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پرکینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر