معنی پرژک
9 بازدید
[ پَ ژَ ] (اِ) گریه. (رشیدی) (جهانگیری). گریستن. (رشیدی) (برهان) (جهانگیری). گریه نمودن. (برهان): عرش و کرسی در آب شد پنهان بس که کردم ز فرقتت پرژک.قطران. ولی این بیت مجعول و مصنوع مینماید.
کلمات همقافیه با «پرژک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژک» برای سرودن شعر